021-22334455 021-22334455 ساعت پاسخ گویی: شنبه تا چهار شنبه از ساعت 8 الی 14

میزگرد مطالبات دانشجویان و مجلس آینده با حضور فعالان دانشجویی

1394/12/6 18:40:42

میزگرد «مطالبات دانشجویان و مجلس آینده» با حضور علیرضا خوشبخت، مهدی سلیمانیه، مهرداد محمدی و آرش خاندل در ستاد انتخاباتی فریده اولاد قباد، عضو ائتلاف فراگیر اصلاح­طلبان برگزار شد. علیرضا خوشبخت در این نشست گفت: فرآیند توسعه همه جانبه کشور ما  از سال 84 تا بعد از 92 به صورت کامل متوقف شد و در بسیاری از زمینه ها دچار پسرفت بودیم.

این فعال دانشجویی دهه 80 با ذکر این نکته که مطالبات دانشگاه و دانشجویان جدای از مطالبات و نیازهای جامعه نیست،‌ گفت: توسعه نیاز اول جامعه ماست و در این باره نیز دو نکته مورد اجماع صاحب نظران است؛ اول آن که توسعه امری دیر حصول است و دوم آن که نیازمند انرژی و نیروی بسیار است. شاهد این مدعا نیز آن است که کشور های بسیاری نتوانسته اند به این مهم دست پیدا کنند. در نزدیکی ما نمونه برای این امر بسیار است. از عراق آشوب زده تا افغانستان تکه پاره شده به دست طالبان و سوریه ای که در این بحران خونبار به سر می برد. دانشگاه نیز از این روند بسیار ضربه خورده و مطالبه اصلی دانشگاه به جریان افتادن دوباره توسعه همه جانبه است.  اگر توسعه به صورت ناموزون اتفاق افتد، احتمالا باعث تنش­های خشونت بار شود. نمونه این امر را ما در تاریخ معاصرمان سراغ داریم.

او با اشاره به اینکه دانشگاه های اولیه در اروپا سده­های میانه از دل حوزه­های علمیه مسیحی بیرون آمد. دلیل این که دانشگاه­ها نقش به سزایی در توسعه بازی کردند را باز شدن پای خرد خود بنیادِ انتقادی به این نهاد دانست.

با بورسیه، هیات علمی گزینش می کنیم که مبادا ما را نقد کند

خوشبخت ادامه داد: پیش از مشروطیت، تجددخواهان ما متوجه شده بودند که فقدان نهاد آموزشی یکی از معضلات جامعه ایران است و بسیار برای وارد کردن نهاد آموزش جدید به ایران کوشیدند. داستان های جدال های میرزا حسن رشدیه برای تاسیس دبستان بسیار جالب و از سویی تلخ است. پیش از پهلوی اول برای ایجاد آموزش عالی در کشور بسیار تلاش شد. در آن دوران قرار بود پروردگان دانشگاه حاملان اصلی توسعه در ایران باشند. و اتفاقا در آن دوران توسعه به صورت ابزاری دیده نمی شد و حتی اولین نهاد عالی آموزشی، مدرسه عالی علوم سیاسی بود که به حوزه علوم انسانی تعلق داشت و به دنبال تربیت کادر لازم برای یک حکومت مدرن بود. اما در نهایت دانشگاه در پهلوی اول به ایران وارد شد.

او نگاه به توسعه در پهلوی اول را ابزاری می داند و معتقد است: خرد انتقادی همزاد دانشگاه است و همراه دانشگاه به ایران آمد. خصلت انتقادی خرد و جوان بودن دانشجویان که کمتر مورد رسوب فرهنگ سنتی قرار دارند باعث آن شد که در دانشگاه ها زمینه های نقد و بررسی رفتار قدرت اتفاق افتاد. یک وجه آن در دانشکده های علوم انسانی متمرکز است که مجیزگوی قدرت نیست و ابزار منفعل توسعه ابزاری نیز نیست. وجه دوم آن جنبش دانشجویی است. از ابتدای دهه 20 دانشگاه عرصه بروز گروه هایی می شود که هر یک به نحوی منتقد فرایند تجددگرایی ناقص در پهلوی اول هستند. و این وجه انتقادی خرد همیشه باعث برخورد و تنش بین نهاد دانشگاه و قدرت شده است.

دولت احمدی­نژاد، پرورش دهنده بنجل بودند

این فعال دانشجویی، در ارتباط مطالبات دانشجویان از مجلس نیز اضافه کرد: کسانی که در قدرت قرار می­گیرند؛ در حد مقدورات خودشان این جدال قدرت و نهاد دانشگاه را کم کنند. بازنشستگی اساتید، ستاره دارد کردن دانشجویان، حجمه این سال ها به علوم انسانی که آموزش علوم انسانی را مختل کرده است؛ کالایی شدن آموزش و بی کیفیتی دانشگاه ها. متاسفانه به نقل از یک مترجم باید بگوییم دولت نهم و دهم، دولت­های پرورش بنجل بودند و همه چیز را در درون جامعه بنجل کردند. یکی از این مصداق ها دانش و دانشگاه بود. و این به دلیل جدال با خرد انتقادی است. با بورسیه، هیات علمی گزینش می کنیم که مبادا ما را نقد کند. مبادا تصمیمات ما را زیر سوال برد. مبادا یک استاد دانشگاه فنی بگوید چرا در سال 85 سه هزار چاه عمیق غیرمجاز را قانونی می­کند و کشور را دچار چنین بحران بی­آبی می­کند. بورسیه غیر مجاز، باز نشسته کردن اساتید دلیل دارد. دلیل آن است که نمی­خواهیم کسی بگوید این سیاست حذف یارانه، چه بر سر مملکت آورد. چه بر سر اقشار فقیر آورد.

خوشبخت بهترین عملکرد تعامل با دانشگاه را توسط اصلاح طلبان دانست و گفت: مشخص­ترین مطالبه دانشگاهیان از کاندیداها این است که فردایی که به بهارستان رفتند، به دنبال این نباشند که دانشگاه تاییدشان کند. من یک مطالبه شخصی نیز از خانم اولاد قباد دارم؛ من سال 86 کنکور کارشناسی ارشد داده ام و سازمان سنجش کارنامه ام را تا امروز نداده. من با پیگیری ها به سازمان سنجش گفته ام شاید من اجازه ادامه تحصیل نداشته باشم ولی حق دیدن کارنامه خود را که دارم. من در مقابل این جمع از خانم اولاد قباد درخواست میکنم اگر به مجلس راه پیدا کردند؛ کارنامه مرا از سازمان سنجش بگیرند.

کاندیداها نباید بعد از پیروزی سرطان فراموشی بگیرند

مهدی سلیمانیه در ادامه این نشست، با ذکر این نکته که هیچگاه فعال سیاسی نبوده و از نگاه یک دانشجوی جامعه شناسی سخن می­گوید؛ گفت: بزرگترین مشکل کاندیداهای انتخابات مجلس آن است که پس از این که به مجلس راه می­یابند به سرطان فراموشی دچار می شوند و فراموش می کنند از کجا آمده اند. یادشان می­رود که مشکلات مردم چه بوده تا 4 سال بعد که باز نیازمند رای مردم می­شوند.

 وی با تاکید بر جدا نبودن مطالبات دانشجویان و جامعه با مقایسه شاخص اقتصادی در آغاز و انتهای دولت احمدی نژاد گفت: وضع اقتصادی در دوران آقای احمدی نژاد با تمام آن سهام عدالت و ... افت کرده و بدتر شده.  

سلیمانیه درباره فضای سیاسی نیز گفت: امروز کودکان نیز برای هر امری از والدین خود دلیل می­خواهند. دانشجویان نیز با زور هیچ چیز را نمی پذیرند.

شاخص های سن مدیران در جمهوری اسلامی رو به آسمان است

او درباره مطالبات خاص دانشجویان، به بن بست نسلی اتفاق افتاده اشاره و عنوان کرد: شاخص­های سن مدیران در جمهوری اسلامی رو به آسمان است. در اوایل انقلاب، جوانانی با سن بیست و چند سال در سطوح بالایی مدیریتی قرار گرفته اند ولی امروز اجازه نمی دهند جوانان نیز ایفای نقش کنند و در سطوح مدیریتی مشابه قرار گیرند. امروز شصت درصد دانشجویان ما دختران هستند؛ ولی بعد از اتمام تحصیلات به آنان اجازه حضور در پست های مدیریتی را نمی­دهند.

سلیمانیه همچنین افزود: مسئله دیگر، پولی سازی نظام آموزش عالی است که هم دانشجویان و هم خانواده ها آن را به خوبی احساس می کنند. طبق آمار، امروز فقط 20 درصد از نظام آموزش عالی ما رایگان است این در حالی است که در ابتدای جمهوری اسلامی قرار بر این نبود. قرار بود جوانان مناطق محروم بتوانند به دانشگاه بروند و دولت آن ها را تامین کند. امروز آقای لاریجانی مصاحبه می­کنند و با افتخار می­گویند نباید پول دولت صرف دانشگاه شود و دانشگاه­ها باید پول خود را تامین کنند.

او با بیان اینکه دولت روحانی هم از نقد خارج نیست، تصریح کرد: مگر درآمد خانواده ایرانی چقدر است که باید 80 درصد از دانشجویان ما در دانشگاه های پولی از آزاد، پیام نور و پردیس­های دانشگاهی تحصیل کنند.

این جامعه­شناس، با اشاره به فضای امنیتی دانشگاه­ها افزود: امروز تعداد بسیاری از همکلاسی­های ما در زندان­اند. برای مثال همکلاسی من یاشار دارالشفاء از دانشجویان خوب جامعه شناسی در زندان است. یا سعید مدنی از اساتید خوب جامعه شناسی که به دلیل تحقیق بر روی فقر، بیکاری و روسپیگری و... امروز با حکم حدود 10 سال روبرو هستند. مسئولین می­گویند باید کرسی آزاد اندیشی در دانشگاه ها وجود داشته باشد ولی از نمایشگاه عکس در دانشگاه­ها درباره مسائل اجتماعی ممانعت به عمل می­آید. یا اجازه فعالیت سیاسی در همین وضعیت نیز که نسبت به سال های قبل بهتر شده، نمی­دهند.

سلیمانیه مطالبه دیگر در دانشگاه را با توجه به مسئله بورسیه­های غیر قانونی؛ عدالت دانست و یادآور شد: در دولت گذشته اتفاقی افتاد و حدود سه هزار آقازاده و افرادی که به جناح خاصی نزدیک بودند بدون رعایت شرط معدل و حتی با وضعیت مشروطی در بهترین دانشگاه­های کشور بورس شدند و قرار است استاد شوند. در حالی که دانشجویان عادی باید با صرف هزینه­های هنگفت در دانشگاه­ها تحصیل کنند و شاید نتوانند استخدام نشوند. با این که بورسیه­های غیر قانونی این سه هزار نفر بر ملاء شد ولی قدرت از اجرای عدالت جلوگیری می­کند. یا با اجرای تفکیک جنسیتی حق تحصیل برای خواهران ما را محدود می­کنند.

علی مطهری با انتقاد از ظلم­ها وجدان خود را راحت کرد

وی با اشاره به تاکید دانشگاه بر رفع حصر اظهار کرد: دانشجویان این مطالبه را فراموش نمی کنند. عملکرد آقای علی مطهری با این که یک نماینده اصولگراست نشان داد که یک نماینده می­تواند از ظلم هایی که انجام شده صحبت کند و حداقل وجدان خودش را راحت کند.

مهرداد محمدی نیز در این نشست با دغدغه پیدا کردن راهکار برای تعامل دانشگاه، گروه­های سیاسی و نهاد قدرت به بررسی تاریخی این رابطه پرداخت و خاطرنشان کرد: در مجلس اول و دوم، جنبش دانشجویی منفک از قدرت نبوده و رای خود را به خط امام و حزب جمهوری اسلامی داده است. ولی از میان دوره مجلس دوم، کم کم راهش را از نهاد قدرت جدا می­کند. جامعه روحانیت مبارز در آن انتخابات از آقای ناطق نوری حمایت می­کند. ولی دفتر تحکیم وحدت از آقای احمد احمدی حمایت می­کنند. با این که در آن انتخابات آقای ناطق نوری به مجلس راه پیدا می­کند ولی این شروع راهی است که به داشتن نماینده مستقل برای جنبش دانشجویی منتهی می­شود. پس از رحلت امام و در مجلس سوم، ائتلاف جریانات چپ موسوم به خط امام سست می­شود.

بومی گزینی به حاشیه رفتن بیشتر حاشیه نشینان است

وی افزود: در مجلس چهارم نظارت استصوابی اِعمال می­شود. با این که حدود صد نفر رد صلاحیت می­شوند، دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای می گوید از لیست ائتلاف خط امام حمایت می کنیم ولی ما برای اعتراض به این بدعت که آینده جمهوریت نظام را به خطر می اندازد؛ لیست نمی­دهیم. پس از آن در دوم خرداد، جنبش دانشجویی با حمایت از رییس دولت اصلاحات وارد عصر جدیدی از معادلات قدرت می شود. پس از آن با انشقاق دفتر تحکیم وحدت و دولت، دانشگاه به اصلاحات جامعه محور روی می­آورد. پس از آن در مجلس هشتم و نهم نیز جنبش دانشجویی از مشارکت در انتخابات دست کشید.

وی با اشاره به مقاله­ای از سعید حجاریان تاکید کرد: صندوق رای تنها راه کنش سیاسی شده است و ائتلاف گروه­های سیاسی بعد از ائتلاف گروه های اجتماعی شکل گرفته است. امروز مطالبه محور نمی­توان بود چرا که ما در شرایط ائتلافی هستیم و لازمه کار ائتلافی، کم کردن از خواسته­ها و ادامه راه است. ما باید در کلان اصلاح­طلبی تعریف بشویم و مطالبه محوری تا استقرار حداقل دموکراسی بلاموضوع است.

این فعال دانشجویی، با بیان اینکه بومی گزینی باعث به حاشیه رفتن بیشتر حاشیه نشینان است، نقد بومی­گزینی را از جمله مطالبات حداقلی از فضای کنون خواند.

محمدی با اشاره به همه گیری مهاجرت، سرمایه خارج شده از مملکت به این شیوه را سرسام آور دانست و  رسیدگی به آن را از اولویت ها برشمرد.

آرش خاندل، از اعضای آخرین شورای مرکزی تحکیم وحدت ضمن گرامیداشت یاد شهدای جنبش دانشجویی، دانشجویان دربند و به طور اخص خانم بهاره هدایت، دانشجویان محروم از تحصیل و دانشجویانی که برای ادامه تحصیل مجبور به ترک وطن شده­اند به بحث و واکاوی تحریم انتخابات توسط دانشجویان در سال 84 پرداخت و اظهار کرد: بحث تحریم انتخابات از شورای شهر دوم در سال 81 آغاز شد و جریان دانشجویی از اولین گروه هایی بود که انتخابات را تحریم کرد. و عواقب آن نیز پیش از همه و بیش از همه گریبان دانشگاه راگرفت. ولی باعث شد جریان دانشجویی از آن رادیکالیسم فاصله بگیرد و جامعه را واقع بینانه تر ببیند.

وی با این که تز اصلاحات از پایین و اصلاح جامعه را درست می­داند ولی معتقد است این اصلاحات نیازمند حداقل­ها است.

آن زمان راز مخالفت مهندس سحابی با تحریم انتخابات را درک نکردیم

او با نقد تحلیل جنبش دانشجویی مبنی بر ادامه فضای فعالیت دانشجویان بدون توجه به این که چه کسی در قدرت است، تصریج کرد: این فضا در چند ماه از دست رفت. اساتید بازنشست شدند. دانشجویان تعلیق، اخراج و ستاره دار شدند. نهادهای سیاسی و حتی صنفی تعطیل شدند و عملا جریان دانشجویی با مشکل اساسی روبرو شد. و این باعث تقلیل خواسته­های دانشجویی به مطالبات صنفی شد. در جامعه نیز همین اتفاق افتاد. یعنی چنان مطالبات تقلیل پیدا کرد که دیگر فعالیت مدنی به یغما رفت.

وی با ذکر این سوال جامعه که آیا حرکت اصلاحات رو به جلوست؟ پاسخ گفت: در سال 76 رییس دولت اصلاحات همراه مردم شد، امروز کاظم جلالی نیز با این جریان همراه شده است. جریانی که افراط را در کشور و روابط بین الملل نمی پسندد و معیارش منافع ملی است و نه حزبی. باید درهای ستادهای اصلاح طلبان به روی هر کس که میتواند در این راه قدم بردارد باز باشد، هر چند که باید مراقب سوء استفاده از عنوان اصلاح طلبی برای رای آوردن نیز بود و اتفاقاتی همچون خانم راستگو در شورای شهر اتفاق نیوفتد.

خاندل با ذکر خاطره ایی از عزت الله سحابی در پاسخ به سوالی که این روزها توسط دانشجویان پرسیده می­شود که آیا باید آبروی اصلاحات صرف این امور شود یا نه؟ گفت: در سال 84 از آقای سحابی انتقاد می­شد که آیا می­توانند پاسخگوی عملکرد بعدی کاندیدا ها باشند یا نه؟ آقای سحابی آن روز گفت:"من این آبرو را جمع نکرده­ام که به گور ببرم. این آبرو را جمع کرده­ام که در همچین مقاطعی هزینه کنم". ما آن روزها پیام مهندس سحابی را به درستی درک نکردیم. من امروز معتقدم باید آبروی جریان اصلاح طلبی را برای نجات کشور از بحران استفاده کرد.

وی افزود: در این جا نکته کلیدی در معرفی لیست است. باید همچون 92 به درستی برای مردم تشریح کرد که این مجلس قرار است حداقل ها را به ارمغان بیاورد و نگذارد ما درگیر یک جنگ منطقه ای شویم.  قرار است نگذارد مشکلات اجتماعی ما تشدید شود.

این فعال سیاسی در پایان ابراز امیدواری کرد نتیجه مجلس و خبرگان باعث ادامه راهی شود که از مشروطه به این سو در این کشور شروع شده است.